تبليغاتX
تنهاااااااااااااا

تنهاااااااااااااا

دل تو مثل دلم اينهمه دلتنگ كه نيست

بخدا جنس دلم مثل دلت سنگ كه نيست

همه حرفات پر كذب و پرنيرنگ و فريب

عشق من مثل تو و عشق تو بيرنگ كه نيست

تنم اينجاست همه فكر وخيالم پيش تو

تو كه آرومي، آخه تو دل تو جنگ كه نيست

وقتي که رفتي ، واسه من حتي دلت تنگ نشد

خونه ي عشق و شناختن كار هر سنگ كه نيست

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت0:15توسط .......حسین...... | |





   فریاد زدم دوستت دارم صدایم را نشنیدی!

اعتراف کردم که عاشقم ، جرم مرا باور نکردی!

گفتم بدون تو میمیرم ، لبخندی تلخ زدی !

از دلتنگی ات اشک ریختم ، چشمهای خیسم را ندیدی!

چگونه بگویم که دوستت دارم تا تو نیز در جواب بگویی که من هم همینطور!

چگونه بگویم که بی تو این زندگی برایم عذاب است ، تا تو نیز مرا درک کنی!

صدای فریادم را همه شنیدند  جز او که باید میشنید!

اشکهایم را همه دیدند!

آشیانه ای که در قلبت ساخته ام تبدیل به قفسی شده که تا آخر در اینجا گرفتارم!

گرفتار عشقی که باور ندارد مرا ،فکر میکند که این عشق مثل عشقهای دیگر این زمانه خیالیست ، حرفهای من بیچاره دروغین است!

حالا دیگر آموخته ام که کلام دوستت دارم را بر زبان نیاورم ، دیگر اشک نریزم و  درون خودم بسوزم !

اگر دلتنگت شدم با تنهایی درد دل کنم و اگر مردم نگویم که از عشق تو مردم !

اما رفتنم محال است ، عشق که آمد ، دیگر رفتنی نیست ، جنون که آمد ، عقل در زندگی حاکم نیست!آنقدر به پایت مینشینم تا بسوزم، تا ابد به عشقت زندگی میکنم تا بمیرم !گرچه شاید مرا به فراموشی بسپاری ، اما عشق برای من با ارزش و فراموش نشدنیست است!

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت0:14توسط .......حسین...... | |

یک برگ دیگر از تقویم عمرم را پاره می کنم

امروز هم گذشت

با مرور خاطرات دیروز

با غم نبودنت..و سکوتی سنگین

و من شتابان در پی زمان بی هدف

فقط میروم ..فقط میدوم

یاسها هم مثل من خسته اند از خزان و سرما

گرمی مهر تو را میخواهند

غنچه های باغ هم دیگر بهانه میگیرند

میان کوچه های تاریک غربت و تنهایی

صدای قدمهایت را می شنوم اما تو نیستی

فقط صدایی مبهم

قول داده بودی برایم سیب بیاوری

سیب سرخ خورشید

سیب سرخ امید

یادت هست؟؟؟

و رفتی و خورشید را هم بردی

و من در این کوچه های تنگ و تاریک

سرگردانم و منتظر

برگی از زندگی ام را ورق میزنم

امروز به پایان دفترم نزدیکم

+نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت0:26توسط .......حسین...... | |

از همه گذشتم به خاطر تو ، چشمهایم را بر روی همه بستم به عشق چشمهای تو
دیگر قلبم را به کسی ندادم به هوای داشتن یکی مثل تو
گفتم حالا که عهدی بستم و عهدی با من بستی ، وفادار بمانم و عشقم را به تو ثابت کنم
گفتم حالا که دوستت دارم و تو نیز گفته ای که مرا دوست داری تا نفس دارم با تو بمانم
روزها گذشت… روز و شبم با عشق و محبت های پوچت گذشت
من میگفتم از رویاهایم ، تو میخندیدی به آرزوهایم!
درد دلهای بی جواب ، چند شب است نیامده به چشمهای خواب ، عشق اینگونه جواب مرا داد ، تو به من پشت کردی و همان دلخوشی های پوچت، زندگی ام را بر باد داد!
یک روز میرسد قلبت را میشکنند ، تنها میمانی ، پشیمان میشوی ، در به در کوچه و خیابان میشوی و در حسرت روزهای با من بودن میمیری
….

+نوشته شده در چهارشنبه هفتم دی 1390ساعت0:5توسط .......حسین...... | |

´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶
´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶
´´´´´´´´´´´´´¶¶¶´´´´´´´´´´ضد دختر´´´´´´´´´´´¶¶¶
´´´´´´´´´´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´ ¶¶
´´´´´´´´´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´ ¶
´´´´´´´´´´´´¶¶´´´´´´´´´´ANTI GIRL´ ´´´´´´´´´´´´¶¶
´´´´´´´´´´¶¶´´¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶´´¶¶
´´´´´´´´´´¶´´¶¶´´WWW.AP20.BLOGFA.COM´´ ´´´¶¶´´¶
´´´´´´´´´´¶´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶´´¶
´´´´´´´´´´¶¶´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶´´¶¶
´´´´´´´´´´´¶´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶´´¶
´´´´´´´´´´´¶¶´´¶´´´¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶´´´¶´´¶¶
´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´¶¶¶¶¶
´´´´´´´´´´´´´¶¶¶´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´¶¶¶´
´´´´¶¶´´´´´´´´¶´´´¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´¶´´´´´´´´¶¶
´´´¶¶´¶¶´´´´´¶¶´´´´¶¶¶¶¶¶´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶´´´¶¶´´´´´¶¶´¶¶
´´¶¶´´´¶¶´´´´¶¶´´´´´¶¶¶¶´´´¶¶¶¶¶´´´´¶¶¶´´´´´¶´´´´´¶¶´´´¶¶
´¶¶´´´´´¶¶¶¶´´¶¶´´´´´´´´´´¶¶¶´¶¶¶´´´´´´´´´´´¶´´¶¶¶¶´´´´¶¶
¶¶´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´¶¶¶´¶¶¶´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´´¶¶¶
¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´¶¶¶´¶¶¶´´´´´¶¶¶¶¶¶´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶
´´¶¶¶¶´¶¶¶¶¶´´´´´´¶¶¶¶¶´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶
´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶´´¶¶¶´¶¶´´´´´´´´´´´´¶¶´¶¶¶´´¶¶¶¶¶
´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´¶¶¶¶¶¶
´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶´´´´´´´´´´´´¶¶
´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶
´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶´¶¶´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´¶¶´¶¶¶¶¶
´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶
´´´¶¶´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´´´´´¶¶
´´´´¶¶¶´´´´´¶¶¶¶¶´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´¶¶¶¶´´´´´´¶¶¶
´´´´´´¶¶´´´¶¶¶´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´´´´´´¶¶´´´¶¶
´´´´´´´¶´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶´´¶¶
´´´´´´´´¶¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶

+نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1390ساعت23:59توسط .......حسین...... | |

سلام بچه هاااااااااااااااااااااااااااااااااا امیدوارم حالتون خوب باشه.

 

امسال کنکور دارم بیچاره شدم.دیگه حال درس خوندن ندارم.به قول بچه ها پاره شدیم............

برام دعا کنین.

فدای همه.......

راستی الان چند ماهه عاشق شدم........................

+نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت20:46توسط .......حسین...... | |

 

چقدر تنهام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+نوشته شده در جمعه هجدهم آذر 1390ساعت20:25توسط .......حسین...... | |

نمیدانم پس از مرگم که آید بر مزار منٍ

که بنشیند به سوگ من

سیاه چشمی سیاه برتن کند یا نه

تورا سوگند به جان دلبرت سوگند مراهم یاد کن آن شب

که من در زیر خاک سرد تنهایم.......................

......................................................................................................

لحظه ی مردنم بیا،اون لحظه ک جون میخوام،اون لحظه ای ک بدون تو میانو منو میبرن.بیا و دستامو بگیر دستایی ک یخ زده تا باورت بشه تنهایی واسه مرده هم بده..........

 

امیدوارم هیچ کس تنها نباشه.

+نوشته شده در جمعه هجدهم آذر 1390ساعت17:44توسط .......حسین...... | |


   با همیشه موندن وقتی که هیچی موندنی نیست
             اوج هر صدای عاشقه که شکستنی نیست
با صدام میام همه جا تو رو مینویسم
            روی آینه ای گریه هام گونه های خیسم 
                                                                                 

+نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان 1390ساعت23:40توسط .......حسین...... | |

   

+نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان 1390ساعت23:38توسط .......حسین...... | |

 

   

 

 

پشت سرت بجاي اشك يه كاسه آب ميريزم

حالا كه رفتني شدي سفر بخير عزيزم

اين آخرين خواهشمه مواظب خودت باش

اوني كه جامو ميگيره جوونيتو بزار پاش

كي گفته نفرين ميكنم غصه به تو حرومه

خوشبختي تو گل من هميشه آرزومه

عكس منو پاره بكن يه وقت انو نبينه

خجالت از چشمام نكش كه عاشقي همينه

بهش بگو دوست دارم بزار برات بميره

اسم منو بروش نيار بهونه اي نگيره

دفتر خاطراتتو تو خلوتت بسوزون

يادت بره كه كي بودي به دلتم بفهمون

 



+نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان 1390ساعت23:37توسط .......حسین...... | |

+نوشته شده در چهارشنبه چهارم آبان 1390ساعت22:48توسط .......حسین...... | |

  ای کاش اینجا بودی !
خُب، پس فکر می کنی که می تونی تشخیص بدی
بهشت رو از جهنم
آسمونای آبی رو از درد !
می تونی تشخیص بدی مزارع سبز رو از خط سرد راه آهن ؟
لبخند رو از نقاب؟
راستی فکر می کنی می تونی تشخیص بدی؟
و آیا تو رو مجبور نکردند که قهرمانای خودتو با ارواح عوض کنی؟
خاکستر داغ رو با درختا؟
هوای گرم رو با نسیم خنک ؟
آسایش گوارا رو با تغییرات مداوم؟
و آیا تو نقش سیاهی لشکر رو در مقابل یه نقش اصلی تویه قفس عوض کردی؟
ای کاش اینجا بودی ! چقدر دلم می خواد اینجا بودی
ما دو تا روح گمشده ایم که سالهاست توی تُنگ ماهی شنا می کنیم !
روی همون زمین قدیم راه می ریم، چی پیدا کردیم؟
همون ترس های قدیمی رو
ای کاش اینجا بودی !

+نوشته شده در چهارشنبه چهارم آبان 1390ساعت22:44توسط .......حسین...... | |

                                                         

حدس می زنم شبی مرا جواب می کنی     

  و قصر کوچک دل مرا خراب می کنی

سر قرار عاشقی همیشه دیر کرده ای    

 ولی برای رفتنت عجب شتاب می کنی                

من از کنار پنجره تورا نگاه می کنم 

 وتو مرا به نام دیگری خطاب می کنی

چه ساده در ازای یک نگاه پاک وماندنی   

 هزار مرتبه مرا ز خجلت آب می کنی

به خاطر تو من همیشه با همه غریبه ام 

 تو کمتر از غریبه ای مراحساب می کنی

وکاش گفته بودی از همان نگاه اولت  

 که بعد من دوباره دوست انتخاب می کنی

+نوشته شده در چهارشنبه چهارم آبان 1390ساعت22:42توسط .......حسین...... | |

 


پیچک می شوم

وحشی !!

می پیچم

به پر و پای ثانیه هایت

تا حتی نتوانی

لحظه ای

بی من

"بودن" را

زندگی کنی !!



+نوشته شده در چهارشنبه چهارم آبان 1390ساعت21:56توسط .......حسین...... | |

 


حضورتــ در قلبمــ مثلــ نفســ کشیدنــ استــ 

آرامــ

بیصدا

اما همیشگے ....


+نوشته شده در چهارشنبه چهارم آبان 1390ساعت21:55توسط .......حسین...... | |

 

 

من


بازدم ِ هر نفسم را


با عشق ِ تو


پیوند میزنم


نفسهایم


رهسپار ِ آغوشت خواهند شد


شب


كه سر بر بالین نهادی


هوا را


عمیق تر


كام بگیر...



+نوشته شده در چهارشنبه چهارم آبان 1390ساعت21:53توسط .......حسین...... | |

دل عاشق

 

 

 

ببين تمام من شدي اوج صداي من شدي

بت مني شكستمت وقتي خداي من شدي

ببين به يك نگاه تو تمام من خراب شد

چه كردي با سراب من كه قطره قطره آب شد

به ماه بوسه مي زنم به كوه تكيه مي كنم

به من نگاه كن ببين به عشق تو چه مي كنم

منو به دست من بكش به نام من گناه كن

اگر من اشتباهتم هميشه اشتباه كن

نگو به من گناه تو به پاي من حساب نيست

كه از تو آرزوي من به جز همين عذاب نيست

هنوز مي پرستمت هنوز ماه من تويي

هنوز مومنم ببين تنها گناه من تويي

به ماه بوسه مي زنم به كوه تكيه مي كنم

به من نگاه كن ببين به عشق تو چه مي كنم

 

+نوشته شده در چهارشنبه چهارم آبان 1390ساعت19:55توسط .......حسین...... | |

 

عاشقانه

 

رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت و حتی نمیتوان سرود
با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی
و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتند
و...و من همچون غربت زدای در اغوش بی کران دریای بی کسی
به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد
وتا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید
بانوی دریای من...
کاش قلب وسعت می گرفت شمع با پروانه الفت می گرفت
کاش توی جاده های زندگی خنده هم از گریه سبقت می گرفت.

 

+نوشته شده در چهارشنبه چهارم آبان 1390ساعت17:58توسط .......حسین...... | |


 

از همان ابتدا دروغ گفته اند!

 

مگر نگفته اند که "من" و "تو" ما میشویم؟

 

پس چرا حالا "من" اینقدر تنهاست؟

 

از چه زمانی "تو" اینقدر سنگدل شد...؟

 

اصلا این "او" را چه کسی بازی داد؟

 

که آمد و "تو" را با خود برد و شدید "مـــ ـا"؟

 

میبینی؟قصه ی عشقمان را ؟!

 

فاتحه ی دستور زبان را خوانده است...

+نوشته شده در شنبه نوزدهم شهریور 1390ساعت12:3توسط .......حسین...... | |