|
دل تو مثل دلم اينهمه دلتنگ كه نيست بخدا جنس دلم مثل دلت سنگ كه نيست همه حرفات پر كذب و پرنيرنگ و فريب عشق من مثل تو و عشق تو بيرنگ كه نيست تنم اينجاست همه فكر وخيالم پيش تو تو كه آرومي، آخه تو دل تو جنگ كه نيست وقتي که رفتي ، واسه من حتي دلت تنگ نشد خونه ي عشق و شناختن كار هر سنگ كه نيست
فریاد زدم دوستت دارم صدایم را نشنیدی! اعتراف کردم که عاشقم ، جرم مرا باور نکردی! گفتم بدون تو میمیرم ، لبخندی تلخ زدی ! از دلتنگی ات اشک ریختم ، چشمهای خیسم را ندیدی! چگونه بگویم که دوستت دارم تا تو نیز در جواب بگویی که من هم همینطور! چگونه بگویم که بی تو این زندگی برایم عذاب است ، تا تو نیز مرا درک کنی! صدای فریادم را همه شنیدند جز او که باید میشنید! اشکهایم را همه دیدند! آشیانه ای که در قلبت ساخته ام تبدیل به قفسی شده که تا آخر در اینجا گرفتارم! گرفتار عشقی که باور ندارد مرا ،فکر میکند که این عشق مثل عشقهای دیگر این زمانه خیالیست ، حرفهای من بیچاره دروغین است! حالا دیگر آموخته ام که کلام دوستت دارم را بر زبان نیاورم ، دیگر اشک نریزم و درون خودم بسوزم ! اگر دلتنگت شدم با تنهایی درد دل کنم و اگر مردم نگویم که از عشق تو مردم ! اما رفتنم محال است ، عشق که آمد ، دیگر رفتنی نیست ، جنون که آمد ، عقل در زندگی حاکم نیست!آنقدر به پایت مینشینم تا بسوزم، تا ابد به عشقت زندگی میکنم تا بمیرم !گرچه شاید مرا به فراموشی بسپاری ، اما عشق برای من با ارزش و فراموش نشدنیست است!
یک برگ دیگر از تقویم عمرم را پاره می کنم امروز هم گذشت با مرور خاطرات دیروز با غم نبودنت..و سکوتی سنگین و من شتابان در پی زمان بی هدف فقط میروم ..فقط میدوم یاسها هم مثل من خسته اند از خزان و سرما گرمی مهر تو را میخواهند غنچه های باغ هم دیگر بهانه میگیرند میان کوچه های تاریک غربت و تنهایی صدای قدمهایت را می شنوم اما تو نیستی فقط صدایی مبهم قول داده بودی برایم سیب بیاوری سیب سرخ خورشید سیب سرخ امید یادت هست؟؟؟ و رفتی و خورشید را هم بردی و من در این کوچه های تنگ و تاریک سرگردانم و منتظر برگی از زندگی ام را ورق میزنم امروز به پایان دفترم نزدیکم
از همه گذشتم به خاطر تو ، چشمهایم را بر روی همه بستم به عشق چشمهای تو
سلام بچه هاااااااااااااااااااااااااااااااااا امیدوارم حالتون خوب باشه.
امسال کنکور دارم بیچاره شدم.دیگه حال درس خوندن ندارم.به قول بچه ها پاره شدیم............ برام دعا کنین. فدای همه....... راستی الان چند ماهه عاشق شدم........................
چقدر تنهام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نمیدانم پس از مرگم که آید بر مزار منٍ که بنشیند به سوگ من سیاه چشمی سیاه برتن کند یا نه تورا سوگند به جان دلبرت سوگند مراهم یاد کن آن شب که من در زیر خاک سرد تنهایم....................... ...................................................................................................... لحظه ی مردنم بیا،اون لحظه ک جون میخوام،اون لحظه ای ک بدون تو میانو منو میبرن.بیا و دستامو بگیر دستایی ک یخ زده تا باورت بشه تنهایی واسه مرده هم بده.......... امیدوارم هیچ کس تنها نباشه.
پشت سرت بجاي اشك يه كاسه آب ميريزم حالا كه رفتني شدي سفر بخير عزيزم اين آخرين خواهشمه مواظب خودت باش اوني كه جامو ميگيره جوونيتو بزار پاش كي گفته نفرين ميكنم غصه به تو حرومه خوشبختي تو گل من هميشه آرزومه عكس منو پاره بكن يه وقت انو نبينه خجالت از چشمام نكش كه عاشقي همينه بهش بگو دوست دارم بزار برات بميره اسم منو بروش نيار بهونه اي نگيره دفتر خاطراتتو تو خلوتت بسوزون يادت بره كه كي بودي به دلتم بفهمون
ای کاش اینجا بودی !
حدس می زنم شبی مرا جواب می کنی و قصر کوچک دل مرا خراب می کنی سر قرار عاشقی همیشه دیر کرده ای ولی برای رفتنت عجب شتاب می کنی من از کنار پنجره تورا نگاه می کنم وتو مرا به نام دیگری خطاب می کنی چه ساده در ازای یک نگاه پاک وماندنی هزار مرتبه مرا ز خجلت آب می کنی به خاطر تو من همیشه با همه غریبه ام تو کمتر از غریبه ای مراحساب می کنی وکاش گفته بودی از همان نگاه اولت که بعد من دوباره دوست انتخاب می کنی
ببين تمام من شدي اوج صداي من شدي
رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت و حتی نمیتوان سرود
از همان ابتدا دروغ گفته اند! مگر نگفته اند که "من" و "تو" ما میشویم؟ پس چرا حالا "من" اینقدر تنهاست؟ از چه زمانی "تو" اینقدر سنگدل شد...؟ اصلا این "او" را چه کسی بازی داد؟ که آمد و "تو" را با خود برد و شدید "مـــ ـا"؟ میبینی؟قصه ی عشقمان را ؟! فاتحه ی دستور زبان را خوانده است...
|
About![]()
من اسمم حسین, بچه ی شمالم و از شما ممنونم که به وبلاگم سر زدین .
Home
|