دغدغه ، حکومت بما هو حکومت است. یعنی وجود حکومت. چرا که در فقدان آن فجایع تجربه شده و نشده ای در کمین است. اینکه علل موجود و عوامل نادان چگونه این شرایط را مهیا کرده و میکنند بماند ، باید دید نقش فکر ، سخن و عمل ما برای بهبود وضعیت و کم نمودن آثار تخریبی چیست. سخنان در بی تاثیرترین حالت ، خصوصا با مداومت ، بر خودمان و دیگران اثر تربیتی و ذهنیت ساز دارد. حضرت امیر می فرمایند "لاتصحب الشریر فان نفسک یسرق من طبعه الشرا و انت لا تعلم". داشتن فکر و سخن به روش خیراندیشان. باید بهترین راه را برگزینیم در بدترین لحظات ، امیدوارانه و مشفقانه با کسانی که می توانند به کشور و مردم و اسلام کمک کنند سخن بگوییم. بدترین و گمراه کننده ترین حس در حوزه سیاست ، تنفر است. که راه عقل و سخن خیرخواهانه را مسدود میکند.
من ارادت خاصی به مرحوم محمدعلی فروغی از روشنفکران عصر مشروطه و پهلوی دارم. در دو بزنگاه به داد ایران رسید یکی بعد از جنگ اول جهانی و اوضاع بد ایران ، قحطی گرسنگی ، آنارشی دهشتناک سیاسی و عدم تمرکز حاکمیت، قتل و غارت توسط خوانین و شیوخ ، بیماریهای گوناگون و هزار بلای دیگر از جمله معروف به هلوکاست ایران . در این فضا فروغی در به قدرت رساندن رضاخان نقش اساسی داشت چرا که اورضاخان قبل از سلطنت بود و تنها کسی بود که میتوانست به این آشفتگیهای همه جانبه و سراسری سامان دهد حالا خدماتی داشت و خیانتهایی که محل مناقشه نیست. اما رضاخان بعد از به قدرت رسیدن با او سر بی مهری گذاشت و اورا از خود راند . رضاخان سرمست از قدرت تا جنگ جهانی دوم ، ورود متفقین به ایران و اجبار رضاخان به کنارهگیری از سلطنت ، دوباره پوست این قلدر چکمه پوش را به دباغ خانه فروغی کشاند و تنها خواسته اش برای به سلطنت رسیده فرزندش محمد رضا توسط فروغی پیگیری و به نتیجه رسید. شاید هرکدام از ما بودیم جواب سلام رضاخان از اسب افتاده را هم نمیدادیم و با حس خوش "جیگرم حال اومد" او را از در میراندیم اما فروغی برایش کشور مهم بود و میدانست با انتصاب شاه جدید بهانه ها برداشته شده و میتواند قوای بیگانه را از کشور خارج نماید و سامانی دوباره بیاورد . و خواست رضاخان را اجابت نمود. نکته اینکه رفتار زشت رضاخان موجب نشد که برای به اصطلاح چزاندن او و دل خنکی، مصالح ایران را در نظر نگیرد. حال ماییم و ایرانی در میانه ی بحرانهای رنگارنگ اجتماعی سیاسی فرهنگی و اقتصادی.
برشمردن علل و عوامل سقوط یک روی سکه است لکن پیدا کردن راه حل ، امیدبخشی به اطرافیان در حرکت اصلاحی در هر شرلیطی وظیفه برتر ماست. به نظرم خیرخواهان اصلاح طلب در سطح بالا باید دغدغه های رهبری را پیدا کنند و با پایین راندن سطح انتظار و نتایج مورد نظر با او وارد تعامل شوند و از دست رد اطرافیان خسته نشوند. به شدت باید از رادیکالیزه کردن فضای کشور پرهیز نمود طرف مقابل با همان 15درصد طرفدار و امکانات در اختیار کار خود را پیش خواهد برد و واهمه ای از زدن به زیر میز ندارد و نهایتا برای خود حق شهادت قائل است. در این میان وظیفه ما و در سطح ماها این است که بتوانیم اطرافمان را عاقلسازی کنیم تا ضمن توجه به آسیبها سخن و عمل بجا داشته باشند. قطعا در فضای رادیکالیزه ، حریف دست بالا دارد.
برچسبها: صور, علی پژمان

