تاريخ : جمعه ۲۲ دی ۱۳۹۶
مطلب ایشان نقد معصوم است که این در جای جای تاریخ و رفتار پیامبر و ائمه هست نقد الزاما به معنای در معنای دشمنی و تخریب نیست که دقیقا مقابل آنست "امام علی ع در بیان حقوق متقابل حاکم و مردم فرمود:
«ایها الناس ان لی علیکم حقا و لکم علی حق فاما حقکم علی فالنصیحة لکم و توفیر فیئکم علیکم و تعلیمکم کی لاتجهلوا و تادیبکم کیما تعلموا و اما حقی علیکم فالوفاء بالبیعة والنصیحة فی المشهد والمغیب والاجابة حین ادعوکم والطاعة حین امرکم; (13) ای مردم مرا بر شما حقی و شما را بر من حقی است; حقی که شما بر گردن من دارید، خیرخواهی نسبت به شما; غنایم را به تمامی میان شما تقسیم کردن; تعلیم دادن شما است تا جاهل نمانید و تادیب شما است تا بیاموزید . و اما حقی که من بر گردن شما دارم آن است که در بیعت وفادار باشید و در آشکارا و نهان خیرخواهی را از دست ندهید و چون فرا می خوانمتان به من پاسخ دهید و چون فرمان می دهم فرمان برید .»
«نصح » در این کلمات معنای گسترده ای دارد هم شامل پیشنهادهای مفید و سازنده است و هم شامل انتقادهای سازنده و راهگشا، نه انتقادهای سوزنده و مغرضانه و از سر عقده و عقده گشایی! !
امام علی (ع) در نهج البلاغه از «نصح » و «تناصح » فراوان سخن گفته است . نصح، به معنای خلوص است . به عسل خالص، عسلی که موم نداشته باشد ناصح گفته می شود . اظهارنظر ناصحانه; عبارت است از: اظهار نظری که جز قصد خیرخواهی غرضی دیگر در آن نباشد و با شیوه صحیح و درست و خیرخواهانه صورت پذیرد، آن حضرت در سخنی مهرآمیز فرمود:
«فاعینونی بمناصحة خلیة من الغش سلیمة من الریب; پس مرا با خیرخواهی خالصانه و سالم از هرگونه شک و تردید یاری کنید .»
در سخن دیگری فرمود:
«فعلیکم بالتناصح فی ذلک و حسن التعاون علیه . . . ; بر شما باد که یکدیگر را بر ادای حقوق نصیحت کنید (حقوق متقابل حکومت و مردم) و به خوبی در انجام آن همکاری نمایید
پرواضح است که امام علی (ع) معصوم است و انتقادی بر او وارد نیست . حضرت با این شیوه و این سخنان دو مسئله را پیگبری میکند:
شیوه زمام داری را می آموزد . " یعنی به زمامدازان یاد میدهد که نقد آزادانه حق مردم است
پیامبر پس از جنگ احد بخاطر اینکه نظرش بر جنگ در نزدیک مدینه بود و با اصرار و استدلال جوانترها به احد آمد و دوم به تذکر او در مورد نگه داشتن تنگه گوش نکردند و حمزه س و جمع زیادی به شهادت و شکست سخت مسلمین را ببار آورد، با آنها تلخ و تندخو شد
و این آیه نازل شد
سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۵۹
فَبِما رَحمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُم ۖ وَلَو كُنتَ فَظًّا غَليظَ القَلبِ لَانفَضّوا مِن حَولِكَ ۖ فَاعفُ عَنهُم وَاستَغفِر لَهُم وَشاوِرهُم فِي الأَمرِ ۖ فَإِذا عَزَمتَ فَتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ المُتَوَكِّلينَ﴿۱۵۹﴾
به (برکت) رحمت الهی، در برابر آنان [= مردم] نرم (و مهربان) شدی! و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو، پراکنده میشدند. پس آنها را ببخش و برای آنها آمرزش بطلب! و در کارها، با آنان مشورت کن! اما هنگامی که تصمیم گرفتی، (قاطع باش! و) بر خدا توکل کن! زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد.
اینجا اولا خداوند حق تندخویی را بر اثر نظر اشتباه یاران از پیامبر سلب میکند و تازه بعد هم به اودستور مشاورت دادن آنها در امور میدهد شاورهم دستور امری ست یعنی حاکم حتی پیامبر معصوم هم باید مردم را طرف مشورت بگیرد
با نگاه رائفی پور میتوان پرسید که آیا پیامبر نیاز به مشورت دارد آیا این آیه خلل در عصمت نیست وقتی خود پیامبر میتواند بهترین باشد چه نیاز به مشورت و قطعا در حین مضورت اطرافیان نظرات پیامبر و همدیگر را نقد و رد و بررسی میکنند آیا این همان نیست کج رائفی پور ایراد میگیرد
«ایها الناس ان لی علیکم حقا و لکم علی حق فاما حقکم علی فالنصیحة لکم و توفیر فیئکم علیکم و تعلیمکم کی لاتجهلوا و تادیبکم کیما تعلموا و اما حقی علیکم فالوفاء بالبیعة والنصیحة فی المشهد والمغیب والاجابة حین ادعوکم والطاعة حین امرکم; (13) ای مردم مرا بر شما حقی و شما را بر من حقی است; حقی که شما بر گردن من دارید، خیرخواهی نسبت به شما; غنایم را به تمامی میان شما تقسیم کردن; تعلیم دادن شما است تا جاهل نمانید و تادیب شما است تا بیاموزید . و اما حقی که من بر گردن شما دارم آن است که در بیعت وفادار باشید و در آشکارا و نهان خیرخواهی را از دست ندهید و چون فرا می خوانمتان به من پاسخ دهید و چون فرمان می دهم فرمان برید .»
«نصح » در این کلمات معنای گسترده ای دارد هم شامل پیشنهادهای مفید و سازنده است و هم شامل انتقادهای سازنده و راهگشا، نه انتقادهای سوزنده و مغرضانه و از سر عقده و عقده گشایی! !
امام علی (ع) در نهج البلاغه از «نصح » و «تناصح » فراوان سخن گفته است . نصح، به معنای خلوص است . به عسل خالص، عسلی که موم نداشته باشد ناصح گفته می شود . اظهارنظر ناصحانه; عبارت است از: اظهار نظری که جز قصد خیرخواهی غرضی دیگر در آن نباشد و با شیوه صحیح و درست و خیرخواهانه صورت پذیرد، آن حضرت در سخنی مهرآمیز فرمود:
«فاعینونی بمناصحة خلیة من الغش سلیمة من الریب; پس مرا با خیرخواهی خالصانه و سالم از هرگونه شک و تردید یاری کنید .»
در سخن دیگری فرمود:
«فعلیکم بالتناصح فی ذلک و حسن التعاون علیه . . . ; بر شما باد که یکدیگر را بر ادای حقوق نصیحت کنید (حقوق متقابل حکومت و مردم) و به خوبی در انجام آن همکاری نمایید
پرواضح است که امام علی (ع) معصوم است و انتقادی بر او وارد نیست . حضرت با این شیوه و این سخنان دو مسئله را پیگبری میکند:
شیوه زمام داری را می آموزد . " یعنی به زمامدازان یاد میدهد که نقد آزادانه حق مردم است
پیامبر پس از جنگ احد بخاطر اینکه نظرش بر جنگ در نزدیک مدینه بود و با اصرار و استدلال جوانترها به احد آمد و دوم به تذکر او در مورد نگه داشتن تنگه گوش نکردند و حمزه س و جمع زیادی به شهادت و شکست سخت مسلمین را ببار آورد، با آنها تلخ و تندخو شد
و این آیه نازل شد
سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۵۹
فَبِما رَحمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُم ۖ وَلَو كُنتَ فَظًّا غَليظَ القَلبِ لَانفَضّوا مِن حَولِكَ ۖ فَاعفُ عَنهُم وَاستَغفِر لَهُم وَشاوِرهُم فِي الأَمرِ ۖ فَإِذا عَزَمتَ فَتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ المُتَوَكِّلينَ﴿۱۵۹﴾
به (برکت) رحمت الهی، در برابر آنان [= مردم] نرم (و مهربان) شدی! و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو، پراکنده میشدند. پس آنها را ببخش و برای آنها آمرزش بطلب! و در کارها، با آنان مشورت کن! اما هنگامی که تصمیم گرفتی، (قاطع باش! و) بر خدا توکل کن! زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد.
اینجا اولا خداوند حق تندخویی را بر اثر نظر اشتباه یاران از پیامبر سلب میکند و تازه بعد هم به اودستور مشاورت دادن آنها در امور میدهد شاورهم دستور امری ست یعنی حاکم حتی پیامبر معصوم هم باید مردم را طرف مشورت بگیرد
با نگاه رائفی پور میتوان پرسید که آیا پیامبر نیاز به مشورت دارد آیا این آیه خلل در عصمت نیست وقتی خود پیامبر میتواند بهترین باشد چه نیاز به مشورت و قطعا در حین مضورت اطرافیان نظرات پیامبر و همدیگر را نقد و رد و بررسی میکنند آیا این همان نیست کج رائفی پور ایراد میگیرد
edited
دوم اینکه مشکل از نگاه این طیف فکری ست که مردم را "العوام کالانعام بل هم اضل" میدانند اساسا برای انسان اشرف مخلوقات جایگاهی قائل نیستند و در منظر عریانتر و غیر علمی ترِ همین نگاه ، انسان میشود سگ و الاغ و دیوانه در مداحی هایشان.
سوم انسانها و پیامبر و معصومین طبق قران "انی بشر مثلکم یوحی الی" هیچ در شان انسانی شان تفاوتی ندارند بلکه تفاوت در وحی و رسالت است تفکر اینان در تقابل افراطی با اومانیسم ، شخصیت انسان را به گند کشیده است والا ما همانیم که اشرف مخلوقاتیم و حقوقی خداوند برایمان قائل است
چهارم نقد و نصیحت به معصوم نه از باب اشکال و هتک عصمت است بلکه از باب آموزش به همه ی انسانها از جمله حاکمان است تا خود را مبرا از نقد ندانند و از آن مهمتر اینکه اطرافیان معصوم باید نقد و سوالات را بپرسند تا با پاسخ ها در همان لحظه یا با تاخیر در تجربه ای مانند احد یاد بگیرند و رشد کنند و به کمال برسند و اساسا رسالت برای همین است.
و البته رییس جمهور شنونده را عاقل دانسته و این جملات را در معنای معروف و علمی آن گفته؛ نه در بستر غرض ورزی امثال رائفی.
سوم انسانها و پیامبر و معصومین طبق قران "انی بشر مثلکم یوحی الی" هیچ در شان انسانی شان تفاوتی ندارند بلکه تفاوت در وحی و رسالت است تفکر اینان در تقابل افراطی با اومانیسم ، شخصیت انسان را به گند کشیده است والا ما همانیم که اشرف مخلوقاتیم و حقوقی خداوند برایمان قائل است
چهارم نقد و نصیحت به معصوم نه از باب اشکال و هتک عصمت است بلکه از باب آموزش به همه ی انسانها از جمله حاکمان است تا خود را مبرا از نقد ندانند و از آن مهمتر اینکه اطرافیان معصوم باید نقد و سوالات را بپرسند تا با پاسخ ها در همان لحظه یا با تاخیر در تجربه ای مانند احد یاد بگیرند و رشد کنند و به کمال برسند و اساسا رسالت برای همین است.
و البته رییس جمهور شنونده را عاقل دانسته و این جملات را در معنای معروف و علمی آن گفته؛ نه در بستر غرض ورزی امثال رائفی.
برچسبها: صور, علی پژمان
علی پژمان
آخرین مطالب

