ali pejman اینها نه اسلامند نه غرب بلکه اومانیست اسلامی اند

 
تاريخ : چهارشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۷

ایمان که عامل عدم توجه و مبادرت به گناه است ریشه در شناخت از خدا و انسان و عالم است

در منابع آمده که علت اینکه معصومین حتی فکر گناه هم نمیکنند از شدت شناخت نسبت به سه گانه یاد شده و به تبع حقیقت گناه و آثار آنست و عصمت ناشی از شناخت است

منابع شناخت در مبحث معرفت شناسی اسلام و غرب متفاوت است
در غرب پوزیتویستها فقط عقل و حس را مبنای شناخت میدانند و برخی چند نوع عقل را مانند عقل ابزاری و عقل انتقادی.
برخی فقط شهودیند آنهم از نوع خود.

بزرگترین نعمت خدا "نعمت هدایت" است که به واسطه ی وجود مقدس پیامبران و هادیان الهی برای انسان دیده شده و اگر نبود قطعا انسانها سردرگم و هر روز با عقل محدود به سمتی رها بودند یک روز فاشیسم یکروز مارکسیسم یک روز لیبرالبسم و مدرنیسم و امروز هم پست مدرنیسم تا فردا چه شود.

البته در اسلام هم التقاط همین انشعابات و انحرافات را دارد

در اسلام منابع شناخت اعم از عقل.وحی.فطرت.حس و قلب است که عدم توجه به هر کدام موجب انحراف و التقاط است

مثلا اخباریون فقط توجه به وحی و حدیث دارند همین موجب انشعابات میشود فلاسفه و عقلیون محض هم مانند فارابی به انکار وحی و .. میرسند

این در حالیست که قرآن منابع شناخت را همه ی موارد پنجگانه میداند که بصورت همزمان لازمند نه بطور طولی و عبور از یکی به دیگری.

مشکل عمده ما در این است که به کاتالوگ خدا برای انسان بی توجهیم، در عین حال انتظار کارکرد صحیح انسان با تمام ظرفیت در عالم خلقت را داریم

قطعا جدایی از وحی. فطرت. قلب. عقل یا حتی حس موجب موجب کسری در شناخت و بالمآل ایمان میشود
 
که البته در امروزه ی ما ، فرار از وحی و سیره ی ائمه بواسطه فجایج متولیان دین بیشتر موجب بهم خوردن تعادل انسان در یافتن مسیر صحیح است
 
خداوند وعده ی فرقان به انسان داده ولی داشتن این توان به علم و شناخت کافی او بستگی دارد
قطعا فرقان یا تشخیص حق از باطل به نسبت گسترش میزان معرفت در پهنه ی تمام راههای پنجگانه شناخت و عمیق شدن در آنها ، میتواند دقیقتر باشد
 
در نسبت سنجی این مقوله با سیاست میتوان گفت که

هر نظام سیاسی و شیوه ی حکمرانی مبتنی بر فلسفه ی سیاسی(تعریف عدالت،دولت،حکومت، آزادی،مشروعیت،مشارکت،حقوق مدنی،نافرمانی مدنی و ...) است

و هر فلسفه ی سیاسی مبتنی بر فلسفه هستی شناسی و معرفت شناسی است
اگر راه معرفت و شناخت فقط عقل باشد پس هستی شناسی اخلاق، هستی شناسی سیاست ، هستی شناسی حقوق و ... ، آموزه هایی هستن که در محضر عقل قابل اعتنا باشد مثلا ایثار ممکن است عاقلانه نباشد پس اخلاقی نیست

دست آوردهای مدرنیسم که عقلگراست کوه بزرگ و با شکوهی از یافته های بشریت برمبنای عقل خداداد یا پیامبر درونی است.
و بسیار مهم و کاربردی در زندگی بشر است
اما این آموزه ها به واسطه تک محوریت عقل ، اشکالات و بن بست های اساسی دارد و باید انتخابگر بود

در این بین تکیه ی یکجانبه روشنفکران ما به آموزه های غرب آنها را نیز در عمل با چالشهای ناشی از همان ایرادات در فلسفه غرب ، در طول تاریخ ما نموده است

از طرفی هم بی اعتنایی به دست اوردهای غرب در طرف مقابل مدعی دین و تکیه آنها بر عقل و سواد نازل خود در درک از قرآن نیز دردسرهای خود را داشته که وضعیت امروز ما عمدتا نتیجه فکر و عمل اینان است.

بدین جهت از دوره مشروطه مقوله ای تحت عنوان "راه سوم" در ادبیات سیاسی ما وارد شده که خود بسیار مفصل است

امروز ما در ایران دچار عده ای هستیم که میتوان نام آنها را "اومانیستهای اسلامی" گذاشت

یعنی کسانی که صراحتِ قرآن و احادیث خصوصا نهج البلاغه را در مورد شیوه ی سیاسی شان و توجه به حقوق و رای و نظر مردم را رها نموده و زیرپا میگذارند در عوض تحت عنوان اسلام به تراوشات عقل ناقص خود رجوع میکنند ،عقلگرا و اومانیست هستند.

ولی نه عقل سلیم اسلام و نه حتی عقل انتقادی غربی بلکه عقل ناقص و کم توان خود. 



اینها نه اسلامند نه غرب و از هر دو بی بهره.

برچسب‌ها: علی پژمان, صور

علی پژمان

اسلایدر

ali pejman‏