
امروز صبح 18/1/94 خبری در حوزه ی سلامت(رادیو سلامت) که شوک آوربود هر چند این خبر در سال گذشته از قول رسول دیناروند رئیس سازمان غذا و داروی ایران نیز با بیانی مشابه و همین آمار و ارقام پخش شد اینکه:
" حجم واردات لوازم آرایشی و بهداشتی در ایران سالانه یک میلیارد دلار برآورد شده است" یعنی حدودا 3500 میلیارد تومان در سال، که شباهت زیادی به عدد "اختلاس بزرگ" دارد البته این اختلاس اوایل بزرگ بود ولی در مقایسه با مکشوفات بعدی کوچک و تا حدی عادی شد و به کنج فراموشی رفت.هر چند این خبر قبلا نیز به انحاء مختلف گفته شده بود که جایگاه ایران در واردات این نوع کالاها رتبه 17 در دنیا و در سرانه مصرف رتبه 7 میباشد.
خاطرم هست کسی از دوستان در مقطع کارشناسی ارشد رشته تاریخ در یکی از دانشگاههای صاحب نام تحصیل مینمود نقل کرد که یکی از اساتید حوزه تاریخ شناسی با مشاهده یک سکه از فلان مقطع تاریخی و توجه به گفتمان هژمون آن بازه زمانی، بسیاری از مفاهیم مفصل بندی شده در آن جامعه حتی برخی موضوعات فرهنگی و تمدنی را از شکل سکه ، نقوش آن ، طرح و رنگ و جنس فلز و... قابل استنتاج میدانست.
اگر با چنین نگاه موشکافانه به خبر فوق بپردازیم نتایج حیرت آوری دستگیرمان خواهد شد که بیان آن در این مجال مقدور نیست. لکن گوشه ای مهم و مشهور از آن را که بیشتر ورد زبانهاست مورد اشاره قرار میدهیم. اینکه چرا در میان دختران جوان ما گرایش به استفاده از این لوازم شایع شده است. آیا یکی از علتهای آن بالا رفتن سن ازدواج و به تبع رقابت در به نمایش گذاشتن خود، برای ارضای کاذب غریزه جنسی و شاید مانکنی شدن در مجالس و محافل عمومی برای جلب توجه جنس مخالف و احیانا یافتن همسر نیست.در میان پسران نیز دلایل مشابهی میتوان یافت.علت تن ندان جوانان به زندگی مشترک و بالا بودن سن ازدواج چیست؟ نبود کار و شغل، مسکن و مابقی امکانات برای یک زندگی معمولی؟ و نهایتا ترس از مشکلات مادی پس از ازدواج؟
در کشورهای اروپایی معمولا زنان مسن برای جبران کهولت خود از آرایش استفاده میکنند و در میان جوانترها رفتاری عاقلانه و متناسب با شرایط در این خصوص دیده میشود مگر زنان جوانی که جزء قشر لمپن جامعه هستند.
چه شده که در کشوری اسلامی چنین رتبه بالایی در مصرف این لوازم که مضرات تهدید کننده سلامت آنها نیز جنبه ای دیگرست دیده میشود؟ آیا توانسته ایم با اهرم اجبار جوانانمان را به سوی بهشت هدایت کنیم و سخنان و اخلاق و سلوک ما آنها را جذب نموده یا برعکس دین گریز شده اند؟ آیا میتوان بخشی از رفتار جوانان را یک مبارزه منفی برای دیده شدن و بیان مشکلاتشان تلقی کرد. ما به چه میزان خود را در یوم الحساب و در برابر خداوند نسبت به مشکلات جوانان که نجیبانه مدیریت های غلط اقتصادی و اجتماعی را تحمل نموده اند پاسخگو میدانیم. علاوه بر آن بخشهای دیگری از جامعه که به بزه اجتماعی اعم از اعتیاد ، انحرافات اخلاقی ، سرقت ، اوباش گری و .... دچارند بدون چشم پوشی از قصور خودشان ، چه کسری از این بزهکاری نتیجه سوء مدیریت برنامه ریزان و مجریان نالایق و ناتوان بوده است؟
در حوزه اقتصاد چه کرده ایم که جوانان ما بجای کار و بهره مندی از نشاطِ فعالیت ،چنین در خود میتنند تا آرامشی کاذب کسب کنند؟ چقدر به "من لا معاش له لا معاد له" معتقدیم و و مشکلات موجود را از منظر آن پایش میکنیم؟
پیغمبر اکرم (ص) فرمودند: « اللهم بارک لنا فى الخبز »( خدایا نان را بر ما مبارک بگردان ) « لولا الخبز ما صلینا و ما تصدقنا و لا صمنا »( اگر ما نان نداشتیم , نمى توانستیم نماز بخوانیم , نمى توانستیم روزه بگیریم , نمى توانستیم صدقه بدهیم. یعنی اقتصاد و معیشت زمینه زندگی سالم و دینمدار است و در فقر و تنگدستی همه چیز اعم از دین و انسانیت از بین میرود. تاکید آموزه های متعالی اسلام بر داشتن حداقلی از تمکن مالی و معیشتی است حال آنکه برخی مسئولان مردم را به ریاضت و قناعت به یک وعده غذا در روز دعوت میکنند شاید این فرمولی صحیح برای دوره مبارزه آنهم در میان خواص باشد ولی چنین انتظاری از عامه مردم به دور از واقع بینی ست. آنهم در شرایطی که کشور دارای درآمدهای افسانه ای ناشی از فروش نفت بوده و با آن بسیاری از مشکلات قابل حل می بود. اینها را جوانان ما میدانند و می فهمند و چون راههای واکنش مدنی را یا نمیشناسند و یا مترتب بر عواقب میپندارند برای گریز از این ناچارگی به اباطیل پناه میبرند.
به هر حال مسئله استفاده از لوازم آرایشی و چنین رتبه برتری! در جهان یکی از مشکلات است که ریشه آن سوء مدیریت است و بلاشک مشکلات دیگر نیز اغلب ریشه در همین عامل دارند.انشاءالله در وضعیت جدید تا حدودی حل گردد.

