استاد سید مجتبی حسینی در تبیین این موضوع با اشاره به پیامدهای ادعای نزدیک بودن ظهور تصریح کرد:اینکه مرتب گفته می شود ظهور نزدیک است و یا در این سه سال یا چند سال انجام می شود، حرف غلطی است و کسانی که این حرفها را می زنند، یا افراد جاهلی هستند و یا غرض دارند و در هر دو صورت با این سخنان به موضوع مهدویت ضربه می زنند. چرا که اولین نتیجه این مساله، لوث شدن و زیر سوال رفتن اصل مساله مهدویت است. چون اگر زمان تعیین شده سپری شود و ظهور وعده داده شده اتفاق نیفتد، این مساله در اذهان شکل می گیرد که اصل ظهور و مهدویت زیر سوال است و این ادعای بی اساس به اصل مساله آسیب می رساند.
ضربه دوم، فراهم کردن زمینه برای مهدی نمایان یا امام زمان های دروغینی است که از دامن زدن به ظهور و علائم ظهور و ایجاد التهاب در جامعه استفاده می کنند و خود را به عنوان امام زمان معرفی می کنند. زمینه ظهور علی محمد باب، دقیقا همین مساله بود و با دامن زدن به نزدیکی ظهور و علائم ظهور، وی خود را با نشانه ها تطبیق داد و سوء استفاده کرد.
استاد حسینی درباره روایات علائم ظهور و نتیجه گیری از آنها درباره نزدیک بودن ظهور تاکید کرد:بسیاری از این روایات از نظر سند ضعیفند و قابل استناد نمی باشند و ضمنا دارای لحن پیچیده ای هستند و استفاده ظاهری بسیاری از افراد، حتی علما از این روایات صحیح نیست.
وی افزود: موضوع بعدی مساله تعیین زمان در روایات علائم ظهور است و نمی توان از روایتی که گفته است پس از بروز این علامت یا حادثه، ظهور اتفاق می افتد، نتیجه گیری کرد که مثلا شش ماه یا یک سال بعد از این علامت، ظهور اتفاق می افتد. بلکه ممکن است صدها سال بعد از این واقعه ظهور اتفاق بیفتد و این علامت هم درست باشد.
مساله دیگر مربوط به بحث آخرالزمان است. برخی فکرمی کنند آخرالزمان به معنای زمان ظهور است، در حالی که در ادبیات دینی، از زمان پیامبر، ما وارد دوره آخرالزمان شده ایم و پیامبر اسلام پیامبر آخرالزمان است و علامتهای مربوط به آخرالزمان ربطی به علائم ظهور ندارد.
موضوع مهم دیگر مساله بداء است که از اعتقادات شیعه است و خلاصه آن، بدین معنی است که دست خدا بسته نیست و امکان دارد خداوند تقدیر از پیش تعیین شده را تغییر دهد و برفرض هم که علائمی از ظهور در روایات صحیح نقل شده باشد، ممکن است براثر بداء، این علائم با ظهور مقارن نشود. بنابراین نمی توان به آنها استناد قطعی کرد.
استاد حسینی در ادامه با اشاره به اینکه بنابر روایات صحیح، حتی خود ائمه و امام زمان علیهم السلام نیز از زمان دقیق ظهور مطلع نیستند، افزود: زمان ظهور به صورت ناگهانی تعیین خواهد شد و این یکی از مسلمات روایات است. بنابراین همه پیش بینی هایی که برای تعیین زمان ظهور صورت می پذیرد، غلط است.
اینکه در بعضی کتابها می نویسند از 40 علامت ظهور 37 مورد اتفاق افتاده، پس ظهور نزدیک است هم حرف بی حسابی است، چرا که اولا بسیاری از این علائم جعلی هستند و حتی اگر هم درست باشند، از کجا معلوم رخ دادن آن سه علامت صد سال یا هزار سال بعد اتفاق نیفتد؟
وی تاکید کرد: از قول برخی مراجع و بزرگان نیز حرفهایی در زمینه این که ظهور در این چند سال اتفاق می افتد، نقل شده که حتی اگر نقل درستی باشد، باز هم حرف غلطی است و جالب آن که این وقتهایی هم که تعیین شده، گذشته است و مشخص شده که بی اساس است.
یا حدود سی سال قبل و در زمان جنگ، روایتی مرتب نقل می شد که مردانی از سرزمین فارس بصره را تصرف می کنند و بعد از آن قدس را آزاد می کنند و بعد ظهور اتفاق می افتد و همه آن را مرتبط با جنگ می دانستند و این که کربلا و قدس در جنگ ما آزاد می شود؛ اما بعد از قطعنامه و اتمام جنگ، بی اساس بودن آن برای همه مشخص شد.
استاد حسینی تصریح کرد: اصولا تعیین وقت و پیش بینی ظهور کار غلطی است، چون نتیجه ای ندارد. فرضا ما بدانیم حضرت فردا می آید یا هزار سال دیگر، چه تفاوتی در وظیفه و عمل ما می کند؟، آیا واجبات و محرمات عوض می شود یا عمل ما تغییر می کند؟، وظیفه اصلی ما منتظر بودن است و انتظار به عمل صالح است و دامن زدن به این که ظهور نزدیک است، یک بازی ژورنالیستی است که نتیجه آن، بازی با احساسات مردم است و یا از روی جهالت است و یا غرض ورزی.
بازتاب زندگی

