امروزه شاهد هستیم که محور اساسی حضور فعال دولتها در عرصه بین الملل براساس تامین منافع ملی و امنیت ملی است و دیپلماسی فرایند ارتباط دولتها برای متقاعد کردن یکدیگر برای حمایت و به رسمیت شناختن مواضع محسوب می شود . از طرفی اگر بپذیریم که در دنیایی زندگی می کنیم که ابر سنگین رسانه سایه خود را بر همه ابعاد زندگی انسانها گسترده است و کلیه روابط بشری از جنگ و صلح تا انواع و اشکال تعاملات فرهنگی و سیاسی در چنبره امواج الکترونیک و سایبرنتیک قرار دارند می توان به این نتیجه رسید که فرایند دیپلماسی نیز که از مهمترین موئلفه های روابط بین الملل است به شدت متاثر از این پدیده است بنابر این طبیعی است که بین دیپلماسی رسانه ای و امنیت ملی ارتباط کاملاً شفاف و مستقیمی وجود داشته باشد. به منظور بررسی تعامل میان دیپلماسی رسانه ای و امنیت ملی و یا بعبارتی نقش دیپلماسی رسانه ای در ارتقای سطح امنیت ملی از تعریف واژه امنیت ملی آغاز می کنیم.
«مفهوم امنیت ملی هر روز بیش از گذشته نه تنها در جهان سیاست، بلکه در اقتصاد، فرهنگ و اجتماع مورد استفاده قرار گرفت و آرام آرام به واژه و مفهومی پرقدرت تبدیل گردید 1. بطوری که امروزه در متون مختلف مربوط به روابط بین الملل از جایگاه ویژه ای برخوردار است. هنوز اندیشمندان و صاحبنظران علوم سیاسی و روابط بین الملل به تعریف واحدی برای آن دست نیافته اند، بطوری که پراکندگی نظری و امکان برداشت های متفاوت و دلخواه در تحقیقات و مطالعات بخوبی قابل تشخیص است. آنچه که در بیشتر متون سیاسی مورد اتفاق نظر است نسبی بودن موضوع امنیت در شرایط و جوامع مختلف است و اصولاً بدلیل اینکه امنیت یک پدیده ادراکی و احساسی است، افراد و جوامع گوناگون ادراک و احساس خود را از امنیت دارند.
«به همین جهت دیدگاه هایی وجود دارد که اساساً برای واژه امنیت مفهوم و مصداق واقعی قائل نیستند و هرگونه مفهوم سازی در حوزه امنیت را از جنس بازیهای زبانی و گفتمانهای غیر ثابت می دانند2 .
برخی معتقدند امنیت یک عنصر تجزیه ناپذیر است ، یعنی وقتی کشوری در یک نقطه از سرزمین خود با تهدید روبروست، نا امنی به وجود آمده در تمام شئون و ارکان دیگر کشور تأثیر می گذارد و نمی توان قبول کرد که کشوری مدعی امنیت داخلی باشد ولی یکی از استان ها و یا شهرهای آن در معرض تهدید یا اشغال بیگانگان باشد3..در هر صورت رویکردهای مختلفی در حوزه امنیت ملی توسط متفکرین علوم سیاسی مطرح شده است. برای مثال: عدالت ورزی افلاطون، محافظت در برابر تجاوز خارجیان توماس هابز، دستیابی به رفاه و آسایش جان لاک،تأکید بر محفوظ ماندن فعالیتهای اقتصادی هافمن - تکیه بر توسعه سیاسی و اقتصادی مک نامارا4 تکیه بر رابطه قدرت و امنیت پیروان میشل فوکو ولی بنظر می رسد در سالهای اخیر تمرکز تحقیقات بر ابعاد غیر نظامی امنیت ملی بیشتر شده است بطوریکه دیتریک فیشر در تحقیقی برای سازمان ملل متحد با تفکیک تهدیدات داخلی و خارجی و بین المللی پنج بعد: بقاء، سلامت، بهزیستی اقتصادی، محیط زیست قابل زندگی و حقوق سیاسی را در امنیت، اساسی دانسته و در مقابل ، نابودی، بیماری، فقر، تخریب محیط زیست و سرکوب داخلی را عامل اصلی تهدید امنیت ملی می داند5 .
«بطور خلاصه می توان امنیت را نبود تهدیدات نسبت به ارزشهای اصلی و کمیاب هر جامعه تعریف کرد» 6. به همین اندازه در مفهوم امنیت ملی قناعت می کنیم و به جایگاه امنیت ملی در مباحث کلان روابط بین الملل و بدنبال آن نقش دیپلماسی رسانه ای در تامین امنیت ملی می پردازیم. آنچه که مسلم است امنیت ملی یکی از اهداف اصلی و جوهری در سیاست خارجی همه کشورهای جهان محسوب می شود. لزوم دفاع از کشور در برابر تجاوز احتمالی، معمولاً از اهمیت و اولویت خاصی برخوردار است و تنها زمانی از اهمیت این عامل کاسته می شود که موازین حقوق بین الملل آنچنان در جامعه جهانی مورد احترام قرار گیرد که هیچ کشوری سودای تجاوز به دیگری را در سر نپروراند و یا سازمانهای بین المللی از چنان نیروی فوق دولتی برخوردار شوند که بتوانند از هر تجاوزی در هر جای و به هر صورت جلوگیری بعمل آورند .
آنچه که مسلم است، امنیت ملی تابعی است از شرایط بین المللی و لازمه آن سه نوع آمادگی را شامل می شود: آمادگی سیاسی، اقتصادی و نظامی.
آمادگی سیاسی را می توان از راه های زیر تأمین کرد:
1- عقد پیمانهای دفاعی به منظور مقابله با تجاوزات احتمالی
2- انجام مذاکره به منظور جلوگیری از اقداماتی که ممکن است مآلا به جنگ بیانجامد.
3- تعیین و اجرای هدفهای سیاسی فراملی و فرامنطقه ای.
4- مدیریت بحرانهای بین المللی و منطقه ای.
همانطور که ملاحظه میکنید امروزه رسانه ها نقش مهمی در عقد پیمان های دفاعی و یا مشارکت نکردن در پیمانهای پیشنهادی ایفا می کنند. برای مثال می توان به نقش توافقات اسلو اشاره کرد که سنگ بنای آن توسط رسانه ها گذارده شد و یا پیمان کمپ دیوید که با دلالی و میانجی گری یک خبرنگار و یا در واقع یک شبکه تلویزیونی انجام شد.
در بخش مذاکرات بین المللی نیز که به منظور جلوگیری از جنگ و یا رفع سوء تفاهمات انجام می شود رسانه ها نقش بسزایی را ایفا می کنند. به طوری که در حال حاضر در تبادلات پیام های دیپلماتیک کمتر نامی از سفرا و سفارت خانه ها برده می شود و رهبران سیاسی بخش عظیمی از پیام های خود که شامل تهدیدات، انتظارات ومطالبات است را در فضای دیالکتیک رسانه ها مبادله می نمایند .
شاید بتوان گفت امروزه تاثیری که یک خبرنگار یا گزارشگر حرفه ای بر جریان دیپلماسی و جهت گیریهای آن دارد کمتر از دیپلمات های وزارت امور خارجه نیست .طبیعتا کشور هایی که در این حوزه از پیشینه بیشتری برخوردارند و سابقه طولانی تری را در استفاده از رسانه طی کرده اند تجربیات گسترده تری کسب کرده و همینک از این تجربیات در ارتقای کیفی و کمی مراودات سیاسی و دیپلماتیک خود بهره میبرند. همچنین شاهد هستیم که رسانه ها از طریق میزگردها و مناظره های مختلف اهداف و خط مشی های خود را در عرصه های فراملی و فرامنطقه ای مطرح می کنند و در صورت وجود هرگونه اختلاف نظر و یا تعارض منافع کارشناسان و مسئولین سیاسی در کشور مقابل از طریق همین مصاحبه ها و کنفرانس های خبری دیدگاه طرف مقابل را مورد انتقاد قرار می دهند بدین ترتیب رسانه ها در جهت حفظ و تامین امنیت ملی نقش محوری و کلیدی ایفا می کنند.
در بخش های اقتصادی نیز آمادگی های ذیل الزامی است:
1- دارا بودن منابع طبیعی مهم و مواد غذایی لازم و نیز سایر مواد خام و یا لااقل داشتن امکان دسترسی به مواد مزبور.
2- داشتن ظرفیت صنعتی و مهارت تکنیکی برای تولید سلاحهای لازم برای عملیات نظامی.
3- داشتن بنیه مالی کافی برای پرداخت هزینه های مذکور بدون آنکه به بحران اقتصادی منجر شود.
حضور رسانه در اقتصاد از جمله مواردی است که اخیراً مورد توجه قرار گرفته است. ولی هنوز نقش قدرتمند رسانه ها در تقویت و یا تضعیف وضعیت اقتصادی کشورها مورد تحقیق و تفحص قرار نگرفته است و بنظر می رسد فرصت های بسیاری در این زمینه از دست رفته است که جبران آن به آسانی میسر نخواهد بود. آنچه که در این مجال امکان طرح آن وجود دارد این است که رسانه ها می توانند از طریق معرفی پتانسیل ها و فرصت های اقتصادی زمینه را برای همکاری های اقتصادی میان کشورها فراهم آورند. ولی از آنجائیکه جریان غالب و حاکم بر رسانه ها حداقل ارتباط میان کشورهای جنوب را مطلوب خود می داند بنابر این طبیعی است که ازBBC و یا FOX NEWS انتظار نداشته باشیم که در تسهیل روابط جمهوری اسلامی ایران با هر کشور دیگری اقدام به برنامه سازی و اطلاع رسانی بنماید. وشاید بتوان گفت استراتژی این شبکه ها دقیقاً مخالف این مسیر است و تلاش می شود کشورهای جنوب خصوصاً امریکای لاتین، آسیای میانه و خاورمیانه تصویری موهوم و خوفناک از یکدیگر داشته باشند. بعنوان مثال اگر ذهنیت هر ایرانی را در مورد ویتنام مورد روانکاری قرار دهید فضای جنگ و بمباران و مزارع سوخته شده را در آن خواهید یافت و این باعث می شود که زمینه های همکاری های اقتصادی و سرمایه گذاری به حداقل برسد. بنابر این مشاهده می کنید که دیپلماسی رسانه ای در باروری ظرفیت های همکاری های اقتصادی که از عوامل مهم در امنیت ملی کشورهاست نقش کلیدی و محوری ایفا نماید.
آمادگی نظامی نیز که از دیگر موئلفه های امنیت ملی هر کشور به حساب می آید مشتمل است بر :
1- داشتن یک طرح دراز مدت استراتژیک یا دفاعی به منظور مقابله با دشمن.
2- داشتن یک نیروی نظامی کارآزموده که بتواند به خوبی از سلاحهای مدرن استفاده کند.
3- داشتن طرحهای لازم برای تامین هماهنگی بین غیرنظامیان و نیروهای نظامی در مواقع بحرانی و جنگ.
4- داشتن امکان تهیه سریع خواربار و وسایل حمل و نقل برای نیروهای نظامی7 در تمامی فاکتورهای مربوط به امنیت ملی یک عامل همواره نقش بارزی را ایفا
می کند و آن چیزی جز دیپلماسی نیست. یعنی دیپلماسی بی بدیل ترین اهرم دولتها برای کسب امتیازات بیشتر در حوزه امنیت ملی و حفظ امتیازات قبلی است و در شرایط فعلی که به گفته مرحوم هنردوست قائم مقام فقید سازمان صدا و سیما ، دیپلماسی از طریق رسانه ها رایج ترین و برنده ترین نوع دیپلماسی بشمار می رود هر کشوری که بتواند از این ابزار بصورت کارآمدتری استفاده کند قادر است موفقیت بیشتری را در این زمینه بدست آورد.
براساس پژوهش های اخیر محققانی همچون نیک هیپ، راگ توماس ویلیام داتون و ریچارد کالینز براین باورند که نوع تازه ای از ثبات، امروزه شکل گرفته است که ماهیتاً از گونه های پیشین متمایز بوده و زاییده نظارت های پیشرفته رسانه ها بر حیات سیاسی جوامع فعلی می باشد8. ا عبارت دیگر در حوزه سیاست و روابط سیاسی دولت ها می توانند با استفاده از رسانه امنیت ملی مطالبات خود را در قالب بسته های سیاسی آماده و به دنیا عرضه نمایند. رسانه ها همچنین می توانند آمادگی خود را برای برقراری روابط حسنه و مسالمت آمیز با همه کشورهایی که به گونه ای از حداقل منافع مشترک برخوردار هستند، اعلام نمایند. رهبران سیاسی دنیا هم اینک با حضور فعال در رسانه ها همواره در تلاشند تا خود و کشورشان را چهره ای صلح طلب و علاقمند به روابط دوستانه معرفی کنند. در واقع می توان گفت دولت ها در شرایطی به سر می برند که اگر نتوانند در دریای پر تلاطم روابط دیپلماتیک و مسابقات پی در پی برقراری ارتباط که بصورت فصلی و غیر منظم برگزار می شود حضور موفق داشته باشند در دراز مدت محکوم به انفعال و خروج از گردونه سیاست بین الملل خواهند شد. ناتوانی در ارائه تصویری روشن از دیدگاه ها و کوتاهی در حضور فعال در محافل بین المللی که انعکاس آن از طریق رسانه های خبری اجتناب ناپذیر است باعث زوال نقش های منطقه ای و فرا منطقه ای می شود در این نقطه است که قراردادها و توافقات در پشت درهای بسته بدون حضور این واحدهای سیاسی انجام می پذیرد و منافع آن عاید دولت هایی می شود که توانسته اند توان خود را در تعریف مواضع و پاسخگویی به نیازهای طرف مقابل به اثبات برسانند. دقیقاً به همین دلیل است که هیئت حاکمه امریکا برای تبلیغات خارجی که منظور همان دیپلماسی عمومی است، تقاضای مبلغ یک میلیارد و پانصد میلیون دلار بودجه کرده اند، که البته این بودجه برای سال 2008 درخواست شده است. خانم رایس در گزارشی که به کنگره امریکا ارائه کرد ، صراحتاً تأکید نمود که این مبلغ مستقیماً در جهت حفظ و تأمین امنیت ملی امریکا هزینه می شود. خانم رایس از این میزان بودجه هشتصد و پنجاه و پنج میلیون دلار را برای دیپلماسی عمومی و ششصد و شصت وهفت میلیون دلار را برای حمایت از رادیو و تلویزیونها و اینترنت در کشورهایی مثل کره شمالی، ایران و کوبا معین کرده است9.
از طرفی ضعیف شدن تارهای ارتباطی در طول زمان و در کنار دیگر عوامل موجود فضایی را ایجاد می کند که تحمل فشارهای بین المللی اعم از سیاسی و اقتصادی را برای دولتها ناممکن می سازد. در دنیای امروز رسانه ها قدرتمندترین ابزار برای تغییر نگرش افراد محسوب می شوند و در این مسیر هر روز به یافته جدیدی دست می یابند. آقای دکتر فرهنگی دراین زمینه معتقد است: «نگرش روی عواطف و شناخت مخاطب تأثیر می گذارد و در نهایت موجب پایداری رفتاری او می شود
در بحث تغییر نگرش دو مرحله وجود دارد، یکی مرحله تغییر نگرش اولیه و مرحله دوم ایجاد و تثبیت نگرش ثانویه است ،که طبیعتاً نیاز به مهارت و فراهم بودن شرایط خاصی دارد. بعبارت دیگر قضیه به این سادگی اتفاق نمی افتد و افراد در مقابل تغییر نگرش مقاومت می کنند و سعی می کنند به آسانی دست از اعتقادات و باورهای خود برندارند ولی رسانه ها بدلیل برخورداری از ظرفیت های فوق العاده بصورت مستقیم و غیر مستقیم و بطور مداوم در این مسیر تلاش می کنند و سنگرهای قدیمی و جدید را با اندکی تفاوت فتح می کنند.
با توجه به مطالب گفته شده در مورد امنیت ملی به بررسی ادامه تأثیرات دیپلماسی رسانه ای در تامین امنیت ملی یا تضعیف امنیت ملی در کشور های دیگر می پردازیم .به عبارت دیگر دیپلماسی رسانه ای یک کشور نه تنها می تواند در معادلات سیاسی و امنیت ملی یک کشور تأثیر بگذارد بلکه می تواند در امنیت منطقه نیز تأثیر بسزایی داشته باشد. این تأثیرات از یک حداقل و حداکثری برخوردار است که حداقل آن تشویش اذهان عمومی و افکار عمومی یک ملت و ایجاد اخلال در امنیت روانی یک جامعه است و تأثیر حداکثری آن نیز سرنگونی یک دولت را بدنبال دارد. در بعد تاثیر مثبت بر امنیت ملی نیز رسانه می تواند باعث تحولات قابل توجهی در شرایط سیاسی کشورها شود. برای مثال آقای عابدینی مدیر کل اخبار شبکه العالم معتقد است دیپلماسی رسانه ای جمهوری اسلامی ایران در جنگ سی و سه روزه رژیم صهیونیستی علیه حزب ا... لبنان و حمایت رسانه ای از حزب ا... تا حد قابل توجهی برروحیه مبارزین و مردم بی دفاع لبنان تأثیر داشت و شاید آنچه که باعث می شد حملات پی در پی را تحمل کنند همین حمایت و پشتیبانی رسانه های جهان اسلام بود .
در مورد نقش منفی و تخریب گر رسانه در حوزه جنگ روانی آثار متعددی به چاپ رسیده است که مطالعه آن به علاقمندان توصیه می شود. آنچه که مسلم است در برخی موارد منافع ملی کشورها اقتضی می کند که امنیت ملی کشور دیگری را مورد تهدید متقابل قرار دهند و در زمان حاضر رسانه ها کارآمدترین ابزار برای نیل به این هدف به شمار می روند.
یکی از روشهای متداول رسانه ها انتشار اخبار جهت دار و معطوف به اهداف خاص می باشد و چه بسا پخش یک برنامه تلویزیونی در قالب مصاحبه یا گفتگوی تلویزیونی می تواند دکترین امنیت ملی یک کشور را دستخوش تغییر و تحولات اساسی نماید. چنانچه پخش نطق تلویزیونی رئیس جمهور امریکا در روز یازده سپتامبر تهدیدی علنی برای کشورهای اسلامی و گویای استراتژی جدید امریکا نسبت به کشورهای اسلامی بود.
یکی دیگر از تأثیرات رسانه ها بر امنیت ملی کشورها تأثیر آنها بر افکار عمومی دنیا است. امروزه ، رسانه ها هستند که قلبها و مغزها را مطابق با میل خود و یا بهتر بگوییم مطابق با میل صاحبان خود طراحی می کنند. شاید این سوال مطرح شود که افکار عمومی خارج از مرزهای جغرافیایی یک کشور چه تأثیری بر امنیت ملی یک کشور دارد؟ برای پاسخ به این سوال به این نکته اشاره می کنیم که در دنیای فعلی چینش مهره های سیاسی و اتخاذ تصمیم در حوزه روابط بین الملل محتاج حمایت و پشتیبانی توده ها و افکار مردم است. چرا که تحولات سیاسی اخیر کشورها نشان می دهد که آراء مردم بر ترکیب و ساختار حکومت ها تأثیر مستقیم دارد و اکثریت پیروز است که نمایندگان سیاسی را بر کرسی های تصمیم گیری می نشاند. برای روشن شدن ارتباط رسانه، دموکراسی و امنیت ملی لازم است به پیروزی اخیر اسلام گرایان در انتخابات ترکیه اشاره کنیم که علی رغم سم پاشی های رسانه های غربی علیه اسلام و تبلیغات سوء سیاسی علیه اسلام گرایی باز هم نتیجه انتخابات به نفع حزب عدالت و توسعه شد. به این ترتیب مشاهده می کنیم که التزام به رعایت قواعد دموکراسی ایجاب می کند که دولتمردان و سیاستمداران حداکثر تلاش خود را برای همراه کردن مردم برای جلب آراء بیشتر مبذول دارند. بدیهی است روی کار آمدن یک حزب و گروه با ایده ها و تفکرات مخصوص به خود می تواند بطور مستقیم بر امنیت ملی کشورهای دیگر تأثیر بگذارد. در نتیجه رسانه ها بطور مستقیم و غیر مستقیم امنیت ملی کشورهای دنیا را در چنبره خود نگه داشته اند و شاید به همین دلیل باشد که در سالهای اخیر بیشترین نظریه پردازی ها درحوزه علوم انسانی نهایتاً به رسانه ها مرتبط می شوند و دولتمردان نیز هزینه های گزافی را برای اداره رسانه ها بصورت مفید و معطوف به اهداف سیاست خارجی خود متحمل می شوند.
امروزه امنیت ملی و منافع ملی از چنان اهمیتی برای دولتها و ملتها برخوردار است که حکومتها بیشترین بودجه را در تامین امنیت ملی خود هزینه می کنند و دولتها بخوبی بر این حقیقت واقف شده اند که رسانه ها کاربردی ترین روش برای تامین امنیت ملی محسوب می شوند. در دنیای فعلی کشورها نیازهای امنیتی خود را در ورای مرزهای جغرافیای خود دنبال می کنند و دفاع از امنیت ملی خود را در گرو شرایط و مقتضیات محیط بین المللی می دانند. اینجاست که پیوند دیپلماسی رسانه ای و امنیت ملی بیش از گذشته خود نمایی می کند. لازم به یادآوری است که ایالات متحده ، امریکا که خود را قدرت بلامنازع دنیای معاصر می داند خود را از این قاعده مستثنی نمی داند و دفاع از امنیت ملی خود را از طریق رسانه ها در بیرون از مرزهای ملی خود تعریف کرده و در همین راستا شبکه های رادیویی و تلویزیونی مختلفی را به زبانهای زنده دنیا راه اندازی و پشتیبانی می کند. و از این طریق برای لطمه زدن به امنیت ملی کشورهای دیگر استفاده می کند.مصطلح کردن عبارت تروریسم برای گروه های جهادی که برای دفاع از حقوق مسلم خود مبارزه می کنند از پیروزی ها و دستاوردهای سیاست خارجی امریکاست که جز از طریق رسانه ها دستیابی به آن امکان پذیر نبود. معرفی مسلمانان بعنوان انسانهای فطرتاً مجرم و دارای خشونت ذاتی از طریق پخش تصاویر خشونت بار و غیر واقعی، از دستاوردهای دیگر رسانه ای ایالات متحده بوده است. شایان ذکر است که رسانه های غربی و خصوصاً شبکه های بزرگ و جهانی در این مسئله دارای مهارت های فوق العاده ای هستند و این مهارت منحصر به شبکه های تلویزیونی نیست بلکه امروزه اگر کسی نشریات انگلیسی زبان که پخش جهانی دارند مانند تایم و نیوزویک را تورق نماید حتی اگر کمترین آشنایی هم با زبان انگلیسی نداشته باشد چینش تصاویر بگونه ای است که بیننده از کشورهای جهان سوم، خاورمیانه، آسیای میانه و امریکای لاتین تصویری مایوس کننده به همراه خشونت های بی پایان و ستیزه جویی های متعصبانه را برداشت می کند.
در سالهای اخیر کشورهای اسلامی نیز برای حفظ و دفاع از امنیت ملی خود از
طریق رسانه تحرکات قابل توجهی داشته اند. شاید بتوان اظهارات آقای بشار اسد
به مناسبت شصت و دومین سالگرد تشکیل ارتش سوریه را در این قالب ارزیابی کرد. وی در این سخنان صراحتاً گفت « ما امروز به مدد ملت و ارتش خویش قویتر از گذشته ایم و عزم و اراده بیشتری برای پایبندی به مواضع ملی و قومی خود داریم ... حقوق ملت ما با زور از بین نمی رود و حقایق تاریخی حاکی است که اراده ملت ها قدیمی ترین و پایدارترین اراده است»9
وی در پایان اظهار داشت تمایل سوریه به صلح هرگز به معنی چشم پوشی این کشور از حقوق خویش نیست و دمشق هرگز به جز باز پس گیری بلندی های جولان تا مرزهای چهارم ژوئن سال 1967 چیز دیگری نخواهد پذیرفت.
بعبارت روشن تر آقای بشار اسد از طریق رسانه مواضع سیاسی و دیپلماتیک کشور خود را به دنیا و خصوصاً رژیم صهیونیستی اعلام می کند.
در پایان به این نکته اشاره میکنیم که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران این کشور به یکی از حساس ترین و خبر ساز ترین کشور های دنیا تبدیل گردید بخشی از این حساسیت به خاطر موقعیت استراتژیک این کشور و بخشی نیز مرهون تاثیر گذاری غیر قابل کتمان جمهوری اسلامی ایران در تحولات منطقه بوده است و هم ینک می توان گفت کمتر بخش خبری در دنیا وجود دارد که نامی از ایران در آن برده نشود. این حساسیت و اهمیت جوانب گوناگونی را در بر می گیرد که در این نوشته امکان پرداختن به تک تک آنها وجود ندارد ولی آنچه شایان ذکر است توجه به این نکته است که رقبا و هماوردان این کشور در عرصه روابط بین الملل از پیچیده ترین و توانمند ترین شبکه های ارتباطی بهره مند هستند و با در اختیار داشتن امکانات فراوان خود از پیشرفته ترین تکنیک ها و تاکتیک ها برای رسیدن به اهداف خود و تخریب این کشور استفاده می نمایند.دامنه های این رویارویی از سانسور سخنرانی رئیس جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل گرفته تا تحریف مواضع سیاسی کشور در موضوعات مختلف را شامل می شود . بدیهی است راه اندازی شبکه های متعدد بین المللی همچون العالم و پرس تی وی و گسترش کمی و کیفی شبکه های برون مرزی ، نشانه ای از وقوف مسئولین رسانه ملی ، به این جنگ تمام عیار میباشد ولی آنچه که مسلم است داستان به همین جا ختم نمیشود و شاید بتوان گفت افتتاح این شبکه ها آغازی است برای حضور در این عرصه و میطلبد که کارشناسان و محققین علوم ارتباطات و روابط بین المل مباحث تئوریک و اندیشه ورزی در این حوزه را در دستور کار خود قرار دهند.
1ربیعی،علی (1382). امنیت ملی مفهومی در حال تکوین، اطلاعات سیاسی – اقتصادی شماره 198-197
2-تاجیک، محمد رضا (1377).قدرت و امنیت در عصر پاورنیسم . تهران :گفتمان، شماره صفر
3-کاظمی ،اصغر(1372). روابط بین الملل در تئوری و در عمل. تهران: نشر قومس .
4- آشنا، حسام الدین(1384).رسانه ها و ثبات سیاسی . تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی.
5-قوام، عبدالعلی(1385).روابط بین الملل نظریه ها و رویکردها. تهران: انتشارات سمت
6- عامری، هوشنگ(1370). اصول روابط بین الملل.تهران: موسسه انتشارات آگاه
7-افتخاری ، اصغر( 1384 ).رسانه ها و ثبات سیاسی.تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی
8-Novosti (2007), whte house request $1/5 for propaganda
Overseas. Russian News & Information agency
9-اسد، بشار (1386).سخنرانی به مناسبت شصت و دومین سالگرد تشکیل ارتش سوریه

