ali pejman آیا احیای سازمان مدیریت و برنامه ریزی باعث بهبود اقتصاد در ایران خواهد شد؟

رئیس جمهور روحانی و تیم اقتصادی اش مشخصا اعلام کرده اند که سازمان مدیریت و برنامه ریزی را احیا خواهند کرد، نهادی که توسط رئیس جمهور سابق احمدی نژاد در سال ٢٠٠٦ منحل شد. در حالی که دولت جدید در حال ارزیابی چگونگی تشکیل دوباره سازمان مدیریت و برنامه ریزی است، جا دارد که به نوع سازمانی که میتواند به بهترین شکل به نیازهای اقتصادی کشور پاسخ دهد، بپردازیم.

سازمان مدیریت و برنامه ریزی با ادغام دو سازمان قدیمی تر برنامه و بودجه ( که مسئولیت برنامه ریزی و سرپرستی بودجه سالانه و برنامه های پنج ساله را به عهده داشت) و سازمان امور اداری و استخدامی کشور ( که مسولیت مسائل مربوط به نیروی انسانی در بخش دولتی را عهده دار بود) در سال ١٩٩٧ تاسیس شد. البته لازم به ذکر است که سازمان برنامه و بودجه اولین بار در سال ١٩٤٨ در نتیجه رایزنی با مشاوران آمریکائی که به ایران در مقوله نهادسازی در یک کشور مدرن بعد از جنگ جهانی دوم کمک میکردند، تشکیل شد. بعد از ادغام سال ١٩٩٧، سازمان مدیریت و برنامه ریزی نقش مهمی در تخصیص بودجه های استانی ، سازمانی و پروژه ها بازی کرد و به همین دلیل جایگاه ویژه ای در دادوستدهای مالی دولت داشت. اهمیت سازمان مدیریت و برنامه ریزی به حدی بود که رئیس آن مقام معاون رئیس جمهور را داشته و همچنین یکی از اعضای شورای عالی امنیت ملی محسوب می شد. قبل از ورود احمدی نژاد به صحنه، انتقاد اصلی به سازمان مدیریت و برنامه ریزی ، ناآ شنا بودن متخصصان آن نهاد با واقعیت های محلی و استانی بود و اینکه بودجه بدون درک دقیقی از مسائل محلی و معمولا بر اساس زد و بند های سیاسی اختصاص داده می شد.

تصمیم محمود احمدی نژاد مبنی بر انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی، و منتقل کردن مسئولیت های اصلی آن به دفتر ریاست جمهوری زیر نظر یک معاونت ، چندین دلیل داشت: اولا احمدی نژاد به طور اخص ساختار شکن بود و برای او سازمان مدیریت و برنامه ریزی نمادی از دیوانسالاری حکومتی بود که معمولا" مسئولیت بیشترین تصمیم گیری ها را در ایران به عهده دارد. ثانیا"، تجربه وی به عنوان استاندار سابق اردبیل او را از آن آگاه کرده بود که چگونه دیوانسالاری مستقر در تهران میتواند، به علت داشتن اختیارات ملی، مانع انجام شدن پروژه های استانی شود. ثالثا"، همآنطور که از تصمیمات آتی اش مشخص شد، احمدی نژاد تمایل به داشتن دستی باز در کنترل منابع برای اجرای " برنامه های ضربتی " داشت. اتفاقا، این علاقه به کنترل مستقیم مسائل در عنوانی که برای معاونت جدید انتخاب کرده بود، «معاون برنامه ریزی و نظارت راهبردی»، مشخص بود. برای توجیه این تصمیم ( که مورد انتقاد شدید کارشناسان وقت قرار گرفت)، احمدی نژاد گفت: «با این قدم روح تازه ای به مدیریت و برنامه ریزی کشور دمیده خواهد شد». در واقع، تصمیم مبنی بر انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی راه را برای تفکر «آزمون و خطا» در تصمیمات مالی و اختصاص منابع، هموار کرد و به دور شدن تدریجی از تحلیل های تخصصی متکی بر «برآورد هزینه-فایده» در مورد مخارج دولت منجر شد. بر این مبنا، رویارویی دولت با کمبود شدید بودجه و تعداد زیاد پروژه نیمه تمام تصادفی نیست.

بعد از خروج احمدی نژاد و سیاست ها و تخصیص بودجه های نا متعارفش از صحنه ، دولت جدید به دنبال احیای سازمان مدیریت و برنامه ریزی است. با این وجود، بنا به گفته محمد نوبخت، یکی از معتمدین روحانی در مسائل اقتصادی و رئیس احتمالی سازمان جدید مدیریت و برنامه ریزی، دولت در حال بررسی بهترین روش برای احیای این نهاد است. انتظار میرود که مسائل قانونی و آئین نامه ای مربوط به این تغییر استراتژیک در ماههای آینده تدوین شده، بررسی گردد، و سپس به تصویب نهایی برسد و سازمان مدیریت و برنامه ریزی جدید به تدوین بودجه آتی دولت تا پایان سال جاری ایرانی( ٢٠ مارس ٢٠١٤) مکلف گردد.

برای طراحی و احیای سازمان جدید مدیریت و برنامه ریزی، دولت ایران مطمئنا به تحولات ساختاری و اقتصادی کشور توجه خواهد کرد. واقعیت این است که سالهای ریاست جمهوری احمدی نژاد به استان ها قدرت داده است و در نتیجه نیاز مبرمتری به وجود نهادی که قابلیت برنامه ریزی جامع و فراگیر درزمینه تخصیص بودجه دارد خواهد بود. همچنین بنای سازمانی متخصص و بدون گرایش های سیاسی در تصمیمات، از جمله لزومات این بازسازی به شمار می آید. سازمان مدیریت و برنامه ریزی جدید اگر ملزوم به داشتن ملاحظات سیاسی شود، ممکن است به آسانی قربانی رقابت بین مناطق مختلف و یا شبکه های گوناگون قدرت گردد. تنها راه بنا کردن سازمانی که قابلیت تهیه برنامه های عمرانی کارآمد را داشته باشد این است که مصالح ملی و هدفهای عمرانی ملموسی که توسط بودجه های دولتی، برنامه پنج ساله و دیگرسیاست های اقتصاد کلان، قابل تحقق هستند، مشخص شوند. ایران چشم اندازی استراتژیک دارد، (سند چشم انداز ٢٠ ساله کشور)، که در سال ٢٠٠٥ به تصویب رسید، ولی در دولت احمدی نژاد مورد بی توجهی قرار گرفت. این سند چندین هدف را عرضه میکند (منجمله دستیابی به اقتصاد دانش محور تا سال ٢٠2٥ و یا تبدیل شدن به یک عضو فعال در اقتصاد جهانی) که میتوانند زمینه های خوبی برای برنامه ریزی تخصصی باشند. بعلاوه، دولت باید ساختاری درست کند که در آن سازمان مدیریت و برنامه ریزی تنها توسط کارمندان دولت مدیریت نشود و ارتباط مشخصی با بخش خصوصی ( با استفاده از اتاق های بازرگانی ملی و منطقه ای) دانشگاه ها و دیگر سازمانهای مردم نهاد وجود داشته باشد .این ارتباط امکان برقراری یک گفتگوی سازنده را با گروه های ذینفع کلیدی در سطح کشوری، استانی و محلی، که همکاریشان ارتقاء کارآمدی و بهره وری منابع کشور را ممکن می سازد، به سازمان جدید مدیریت و برنامه ریزی خواهد داد.

متخصصین اقتصادی متفق القولند که سیاستهای بی ثبات و روش های آزمون و خطا در دولت قبلی از دلایل اصلی رکود اقتصادی چند سال گذشته بوده است. همچنین واضح است که بازگشایی یک سازمان مدیریت و برنامه ریزی جدید و کار آمد درجه ای از ثبات را در اقتصاد و بازرگانی به وجود خواهد آورد. به همین دلیل بخش خصوصی و همچنین متخصصین اقتصادی از دولت روحانی انتظار دارند که سازمانی بدون گرایشهای سیاسی، مستقل، و متخصص محور پایه گذاری نماید که به عنوان عامل ارتباط بین نهادهای دولتی و غیر دولتی عمل کند.

در آینده مشخص خواهد شد که نتیجه ارزیابی فعلی در کابینه روحانی چه خواهد بود. اما مشخص است که اگر این دولت بتواند قوانینی را تصویب و اجرا کند که منجر به استقلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی ، در کنار استقلال بانک مرکزی ایران، شوند، به موفقیت بزرگی در زمینه سیاست اقتصادی و توسعه کشور دست خواهد یافت.


برچسب‌ها: سازمان مدیریت و برنامه ریزی, روحانی, احمدی نژاد

علی پژمان

اسلایدر

ali pejman‏